در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی : باز دگر باره مهر ماه در آمد
در وصف صبوحی : آمد بانگ خروس مؤذن میخوارگان
در وصف بهار و مدح محمدبن نصر سپهسالار خراسان : آمد بهار خرم و آورد خرمی
در مدح سلطان مسعود غزنوی : بوستانبانا! حال و خبر بستان چیست
در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی : آب آنگور بیارید که آبانماهست
در تهنیت جشن مهرگان و مدح سلطان مسعود غزنوی : شاد باشید که جشن مهرگان آمد
در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی : خیزید و خز آرید که هنگام خزانست
شمارهٔ ۳ – در مدح خواجه حکیم حسن اسعد غزنوی : حادثهٔ چرخ بین فایدهٔ روزگار
شمارهٔ ۲ – از من جدا شد ناگهان بر من جهان شد چون قفس : المستغات ای ساربان چون کار من آمد به جان
شمارهٔ ۱ – افگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را : ای کودک زیبا سلب سیمین بر و بیجاده لب