دیدار سواری ز پیر زال در بیشه : شیرمردی ز سواران دلیر
بانگ هاتف : هاتفی گفت که ابرام بنه
خاتمه : ای پسر مادر خود را مازار
خطاب به زن : گوش کن ای بلبل شیرین سخن
زمین : چون برامد آدمیزاد از کمین
خطابهٔ دوم : پادشها قصهٔ پاکان شنو!
خطابهٔ سوم : بهبه از این عهد دلافروز نو
خطابهٔ چهارم : پهلویا! یاد ز میراث کن
داستان کاردار : کارداری براند گرم بهدشت
ای مگس! : ای مگس، ای دشمن نوع بشر