داد از دست خواص : از خواص است هر آن بد که رود بر اشخاص
در رثاء جمیل صدقیالذهاوی : دجلهٔ بغداد بر مرگ ذهاوی خون گریست
نکیر و منکر : چون فروبردند نعشم را به گور
صد شکر و صد حیف : شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت
الحمدلله : می ده که طی شد دوران جانکاه
اتحاد اسلام : چندگویی چرا مانده ویران
در رثاء سیدالشهداء (ع) : ای فلک آل علی را از وطن آواره کردی
وقت کا رست : ای دل ز جفای دیده یاد آر
از زبان محمدعلی شاه مخلوع : با بنده فلک چرا به جنگ است
دوز و کلک انتخابات : ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد