خواب دیدن منظور را و زنجیر پاره ساختن وصیت جنون در بیان مصر انداختن : نوا آموز این دلکش ترانه
حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بیوفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشهٔ تنهایی : دلا برخیز تا کنجی نشینیم
شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازی : نوا پرداز قانون فصاحت
لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانهایست و حدیث خلدبرین افسانهای : دبیر مکتب نادر بیانی
بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بیصبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت : چنین گفت آن ادیب نکته پرداز
بیتابی ناظر از شعلهٔ جدایی و اضطراب نمودن از داغ بینوایی و خویشتن را بر مشق جنون داشتن و شرح درون خویش بر چهرهٔ معلم نگاشتن : چو آن زرین قلم از خانهٔ زر
رفتن معلم به در خانهٔ دستور و بیان کردن عشق ناظر نسبت به منظور و مقدمهٔ درد فراق و آغاز حکایت اشتیاق : چو طفل روز رفت از مکتب خاک
سر آغاز : زهی نام تو سر دیوان هستی
نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجبالوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت او : ایا مدهوش جام خواب غفلت
دست نیاز به درگاه بینیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودن : خداوندا گنهکاریم جمله