در مناجات و ختم کتاب : یا الهی رحمت آور از کرم
غزل : هی که را رنگی بود بی کر و فر
نالیدن بلبل در فراق گل : بلبل از باد صبا در بوستان
حکایت : آن شنیدی گفت پیری با پسر
آوردن باد صبا بلبل را بنزد گل و وصال ایشان باهم : هر دو با هم آمدند تا گلستان
آمدن باغبان در بوستان و چیدن گلها و نومید شدن بلبل : هر گلی کان بود بر شاخی بچید
غزل : سالها بودم ز عشق گل بدرد
شکایت گل از بلبل به پیش باد صبا و عشق او بغیر : باز برگفتار بلبل شد نسیم
آوردن باد صبا مژدۀ بلبل از گل و بر سر پیمان آمدن او : گفت با بلبل که شادی کن کنون
پشیمان شدن بلبل از عمر ضایع و در غفلت گذراندن : گفت بلبل و ای ازین جان باختن