بخش ۳۰ – رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند : دهقان فصیح پارسی زاد
بخش ۳۱ – وداع کردن پدر مجنون را : چون دید پدر که دردمند است
بخش ۳۲ – آگاهی مجنون از مرگ پدر : روزی ز قضا به وقت شبگیر
بخش ۳۳ – انس مجنون با وحوش و سباع : صاحب خبر فسانه پرداز
بخش ۳۴ – نیایش کردن مجنون به درگاه خدای تعالی : رخشنده شبی چو روز روشن
بخش ۳۵ – رسیدن نامه لیلی به مجنون : روزی و چه روز عالم افروز
بخش ۳۶ – نامه مجنون در پاسخ لیلی : بود اول آن خجسته پرگار
بخش ۳۷ – آمدن سلیم عامری خال مجنون به دیدن او : صراف سخن به لفظ چون زر
بخش ۲۲ – جنگ کردن نوفل با قبیله لیلی : نوفل ز چنین عتاب دلکش
بخش ۲۳ – عتاب کردن مجنون با نوفل : مجنون چو شنید بوی آزرم