غزل شمارهٔ ۶۱ : گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم
غزل شمارهٔ ۷۷ : چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
غزل شمارهٔ ۶۲ : جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
غزل شمارهٔ ۷۸ : شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
غزل شمارهٔ ۴۷ : از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
غزل شمارهٔ ۴۸ : با من ار هم آشیان میداشت ما را در قفس
غزل شمارهٔ ۴۹ : رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
غزل شمارهٔ ۵۰ : شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
غزل شمارهٔ ۵۱ : دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش
غزل شمارهٔ ۵۲ : پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش