بخش ۱۴ : چو سال اندر آمد به هفتاد و هشت
بخش ۱ : به بغداد بنشست بر تخت عاج
بخش ۲ : بدانگه که شاه اردوان را بکشت
بخش ۳ : به دل گفت موبد که بد روزگار
بخش ۴ : چو هنگامه زادن آمد فراز
بخش ۵ : بیامد به شبگیر دستور شاه
بخش ۶ : چو شاپور شد همچو سرو بلند
بخش ۷ : کنون بشنو از دخت مهرک سخن
بخش ۸ : بسی برنیامد برین روزگار
بخش ۹ : کنون از خردمندی اردشیر