بخش ۳۴ : سکندر سوی روشنایی رسید
بخش ۳۵ : سکندر چو بشنید شد سوی کوه
بخش ۳۶ : سوی باختر شد چو خاور بدید
بخش ۳۷ : همی رفت یک ماه پویان به راه
بخش ۲۲ : چو اسکندر آن نامهٔ او بخواند
بخش ۳۸ : ز راه بیابان به شهری رسید
بخش ۲۳ : جهانجوی ده نامور برگزید
بخش ۴۰ : بدان جایگه شاه ماهی بماند
بخش ۲۴ : بخندید قیدافه از کار اوی
بخش ۴۱ : سکندر سپه را به بابل کشید