حالم ز من سوخته خرمن بمپرس

تو میدانی ز دوست و دشمن بمپرس

آن غصّه که از تو خوردم آن نتوان گفت

وان قصّه که با تودارم از من بمپرس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *