امروز منم نشسته نه نیست نه هست

در پردهٔ نیستْ هست شوریده و مست

چه چاره کنم چو شیشه افتاد و شکست

هم دست ز کار رفت و هم کار از دست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *