عشق تو که ذرّه ذرّه تابنده بدوست

هر حکم که او کرد، چو او کرد نکوست

چون دانستم که مغزِ جانی ای دوست

از شادی این مغز نگنجم در پوست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *