شمارهٔ ۴۵ : ای گم شده از جای به صد جای پدید
شمارهٔ ۴۰ : گر جان گویم برآمد و حیران شد
شمارهٔ ۴۱ : اینجا که منم، پردهٔ پندار بسی است
شمارهٔ ۴۲ : در عالم خوف روزگاری دارم
شمارهٔ ۴۳ : گر شادی تو معتبرم میآید
شمارهٔ ۴۴ : تا زلف تو چون کمند میبینم من
شمارهٔ ۳۵ : ای دل بندی بس استوارت افتاد
شمارهٔ ۳۶ : هر روز به عالمی دگرگون برسی
شمارهٔ ۳۷ : هر چند که اهل راز میباید گشت
شمارهٔ ۳۸ : گاه از مویی مشوشت باید شد