دوش آمد و دل ازو کبابی میگشت

تا باده به کف کرد و خرابی میگشت

در سینهٔ جانم فلکی گردان کرد

پس گردِ فلک چو آفتابی میگشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *