دوش آمد و گفت: در جنون میفکنیم

جان میسوزیم و تن به خون میفکنیم

بنشین تو برون که در درونت ره نیست

تا هرچه درونست برون میفکنیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *