دوش آمدو ره بر دل و جانم در بست

زنّار ز زلفِ دلستانم در بست

گفتم که ز زلفِ دلکشت بخروشم

برخاست و به یک شکر زبانم در بست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *