دل دوش ز لعلِ همچو قندش میسوخت

جان نیز ز زلفِ چون کمندش میسوخت

خورشید سپر فکنده میرفت خجل

تا روز و شبِ تیره سپندش میسوخت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *