دل گفت: «رهِ زلف تو چون کوتاهی است»

چون دید که نیست هر زمانش آهی است

در زلفِ تو میرفت و به زاری میگفت:

«یا رب چه دراز و بس پریشان راهی است!»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *