شمارهٔ ۷۴ : بیچاره دلِ من که غمِ جانش نیست
شمارهٔ ۷۵ : گر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم داد
شمارهٔ ۷۶ : تا کی کمرِ عهد و وفا باید بست
شمارهٔ ۶۹ : تا زلفِ زره ورت به هم تافته شد
شمارهٔ ۷۰ : تا در سرِ زلفت خم و تاب افکندی
شمارهٔ ۷۱ : چون مشکِ خط تو سایه ور میافتد
شمارهٔ ۷۲ : زلف تودگر ز دست نگذارم من
شمارهٔ ۷۳ : ای پردهٔ دل پرده نوازت بوده
شمارهٔ ۶۴ : تا زلف ترا به خونِ دل، رای افتاد
شمارهٔ ۶۵ : در زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون است