چارچیزت بردهد از چار چیز

نشنود این نکته جز اهل تمیز

هر که زو صادر شود این چارکار

بیند آن چار دگر بی‌اختیار

هر که در پایان کاری ننگرد

عاقبت روزی پشیمانی خورد

هر که نکند احتیاط کارها

بر دلش آخر نشیند بارها

هر که او استیزه با سلطان کند

کار خود را سر بسر ویران کند

هرکه او یاغی شود با پادشاه

روز او چون تیره شب گردد سیاه

هر که گشت از خوی بدناسازگار

دوستان از وی کنند بی شک فرار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *