مسکین دلم از خلق وفائی می‌جست

گمره شده بود، رهنمائی می‌جست

مانندهٔ آن مرد ختائی که به بلخ

برکرد چراغ و آشنائی می‌جست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *