آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت

و آن جان که وجود بر تو افشاند رفت

تن بی‌دل و جان راه تو نتواند رفت

اسبی که فکند سم کجا داند رفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *