ماند به بهشت آن رخ گندم گونش

عشاق چو آدم است پیرامونش

خاقانی را نرفته بر گندم دست

عمدا ز بهشت می‌کند بیرونش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *