چون صبح ولای حق دمیدن گیرد

جان در تن زندگان پریدن گیرد

حایی برسد مرد که در هر نفسی

بی‌زحمت چشم دوست دیدن گیرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *