ای آنکه تو خون عاشقان آشامی

فریاد ز عاشقی و بی‌آرامی

ای دوست منم اسیر دشمن کامی

آخر به تو باز گردد این بدنامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *