زان آتشِ تر که خیمه برکِشت زنند

شاید که درین دل چو انگشت زنند

تا از سر درد گِل کنم خاک ز اشک

زان پیش که از کالبدم خشت زنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *