غزل شمارهٔ ۶۶ : هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
غزل شمارهٔ ۶۴ : گه ره دیر و گهی راه حرم میپویم
غزل شمارهٔ ۶۱ : گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم
غزل شمارهٔ ۷۳ : خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله
غزل شمارهٔ ۵۳ : سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش
غزل شمارهٔ ۴۷ : از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
غزل شمارهٔ ۴۴ : تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
غزل شمارهٔ ۴۹ : رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
غزل شمارهٔ ۵۴ : غم عشق نکویان چون کند در سینهای منزل
غزل شمارهٔ ۵۲ : پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش