بخش ۱۴ – حکایت آن زن که سی سال در مقام حیرت بر یک جای بماند : در نواحی مصر شیرزنی
بخش ۲۴ – حکایت حاتم و بند از پای اسیری گشادن و بر پای خود نهادن : حاتم آن بحر جود و کان عطا
بخش ۲۲ – رسیدن پیامبر (ص) به گروهی و سخن گفتن با ایشان : در رهی میگذشت پیغمبر
بخش ۱۷ – رسیدن معتمر بعد از چندگاه بر سر قبر ایشان : بعد شش سال، معتمر، یا هفت
بخش ۱۵ – قصهٔ عتیبه و ریا : معتمر نام، مهتری ز عرب
بخش ۲۱ : بود در مرو شاه جان زالی
بخش ۲۳ – گفتار در فضیلت جود و کرم : پیش سوداییان تخت جلال
بخش ۱۳ – تمثیل : قطره چون آب شد به تابستان
بخش ۹ – در بیان عشق و رهایی از خودپرستی : قصهٔ عاشقان خوش است بسی
بخش ۱۶ – رفتن معتمر و عتیبه به جستجوی ریا : خسرو صبح چو علم برزد