بخش ۴۸ – داستان رسیدن اسکندر به شهری که همه مردم پاکیزه روزگار بودند و سؤال و جواب ایشان : سکندر چو می گشت گرد جهان
بخش ۶۰ – ندبه حکیم چهارم : حکیم چهارم ز کارآگهان
بخش ۵۲ – حکایت خصومت غلام و خاتون مرزبان مرو با یکدیگر و بهتان آموختن غلام مر طوطیان را و ظاهر شدن آن بهتان : یکی مرزبان بود در مرز مرو
بخش ۵۷ – ندبه حکیم اول : یکی گفت وقت است ای هوشیار
بخش ۴۵ – داستان نکته های حکمت راندن شاگردان ارسطو و خبر یافتن اسکندر از آن و عقدهای گوهر بر ایشان نثار کردن : ارسطو که در حکمت استاد بود
بخش ۵۱ – داستان رسیدن سکندر در سفر دریا به فرشته کوه قاف و طلب نصیحت از وی : سکندر شهنشاه اقلیم راز
بخش ۵۰ – داستان ملاقات اسکندر باآن پادشاه زاده گریزان از تخت و افسر و مقالات ایشان با یکدگر : مغنی چو بندد در آهنگ فقر
بخش ۶۳ – ندبه حکیم هفتم : به هفتم چو آمد سخن لب گشود
بخش ۵۹ – ندبه حکیم سوم : حکیمی دگر گفت کان کامگار
بخش ۴۹ – حکایت آن حکیم از مردم بر کرانه و سؤال و جواب او با پادشاه زمانه : حکیمی ز مردم کناری گرفت