رباعی شمارهٔ ۳۵۴ : در دام غم تو بستهای هست چو من
رباعی شمارهٔ ۳۵۵ : ای گنده دهان چو شیر و چون گرگ حرون
رباعی شمارهٔ ۳۵۶ : چشمم ز همه جهان فرازست اکنون
رباعی شمارهٔ ۳۴۱ : شخصی دارم زنده به جان دگران
رباعی شمارهٔ ۳۵۷ : بوطالب نعمت ای همه دولت و دین
رباعی شمارهٔ ۳۴۲ : ای ساخته گشته از تو کار دگران
رباعی شمارهٔ ۳۵۸ : شاها ز خزانهٔ تو ریحان و سمین
رباعی شمارهٔ ۳۴۳ : زلفت به رسنهاش برآورد کشان
رباعی شمارهٔ ۳۵۹ : شاهان ممالک تو مودود و معین
رباعی شمارهٔ ۳۴۴ : چون روی حیل نبود پایاب جهان