شمارهٔ ۱ : بر لب، خط فستقیش، پیوسته بماند
شمارهٔ ۲ : ای مورچهٔ خط! بدمیدی آخر
شمارهٔ ۳ : بی برگ گلش جامه قبا خواهم کرد
شمارهٔ ۴ : گفتم: دل من ببردی ای جادو وش!
شمارهٔ ۵ : گفتم: ز خط تو بوی خون میآید
شمارهٔ ۶ : گه در خط دلبران شیرین نگرم
شمارهٔ ۷ : زین خط که لعل تو کنون میآرد
شمارهٔ ۸ : از تیرِ غمت بسی جگر دوختهای
شمارهٔ ۹ : گفتی: «خطم از لبم جدا خواهد شد
شمارهٔ ۱۰ : ای زلفِ تو دامن قمر بگرفته
شمارهٔ ۱۱ : یا رب چه خط است این که درآوردی تو
شمارهٔ ۱۲ : تا خط تو پشت بر قمر آوردست
شمارهٔ ۱۳ : چون خط تو باعث گنه خواهد شد
شمارهٔ ۱۴ : اندیشهٔ ابروی تو پیوسته مراست
شمارهٔ ۱۵ : از پستهٔ تو سبزهٔ خط بر رسته است
شمارهٔ ۱۶ : تا خط تو بر خون جگر میخوانم
شمارهٔ ۱۷ : آن پسته میان مغز چون افتادست
شمارهٔ ۱۸ : دوش آمد و گفت: «آمدهام حور سرشت
شمارهٔ ۱۹ : از خجلت خط، رخت اگر پر عرق است
شمارهٔ ۲۰ : از عشقِ خط تو سرنگون میگردم
شمارهٔ ۲۱ : خال تو که جاودان بدو بتوان دید