شمارهٔ ۱ : ما رندان را حلقه به گوش آمدهایم
شمارهٔ ۲ : ما خرقهٔ رسم، از سرانداختهایم
شمارهٔ ۳ : تا دل به غم عشق تو در خواهد بود
شمارهٔ ۴ : زانگه که مرا عشق تودرکار آورد
شمارهٔ ۵ : در عشق تو دین خویش نو خواهم کرد
شمارهٔ ۶ : سودای توام بیدل و دین میخواهد
شمارهٔ ۷ : آن رفت که گفتمی من از زهد سخن
شمارهٔ ۸ : معشوقه نه سر،نه سروری میخواهد
شمارهٔ ۹ : چون با سرو دستار نمیپردازم
شمارهٔ ۱۰ : در عشق بزرگیم به خردی بدهم
شمارهٔ ۱۱ : ترسابچهای که توبه بشکست مرا
شمارهٔ ۱۲ : نه در سرِ من سَرِسری بینی تو
شمارهٔ ۱۳ : تا در بُنهٔ خویش مقام است ترا
شمارهٔ ۱۴ : تا چند ز زاهد ریائی آخر
شمارهٔ ۱۵ : از بس که دلم بسوخت زین کاردرشت
شمارهٔ ۱۶ : زین دَرد که جز غصهٔ جان میندهد
شمارهٔ ۱۷ : گر زهد کنی سوز وگدازت ببرد
شمارهٔ ۱۸ : خواهی که ز خود به رایگان باز رهی
شمارهٔ ۱۹ : خون شد جگرم بیار جام ای ساقی
شمارهٔ ۲۰ : از تفِّ دلم می به صباح ای ساقی
شمارهٔ ۲۱ : شمع است و شراب و ماهتاب ای ساقی
شمارهٔ ۲۲ : همچون من و تو علی الیقین ای ساقی
شمارهٔ ۲۳ : دل گشت ز معصیت سیاه ای ساقی
شمارهٔ ۲۴ : هم سبزهٔ سرمست برُست ای ساقی
شمارهٔ ۲۵ : چون گل بشکفت در بهار ای ساقی
شمارهٔ ۲۶ : تاکی شوم از زمانه پست ای ساقی
شمارهٔ ۲۷ : سلطان، تو، به می دهندگی ای ساقی
شمارهٔ ۲۸ : تا کی گوئی ز چار و هفت ای ساقی
شمارهٔ ۲۹ : گل روی نمود از چمن ای ساقی
شمارهٔ ۳۰ : پر کن شکمی به اشتها ای ساقی
شمارهٔ ۳۱ : تا چند ازین بی خبران ای ساقی
شمارهٔ ۳۲ : هرگز نه جهانِ کهنه نو خواهد شد
شمارهٔ ۳۳ : برخاست دلم، چوباده در خم بنشست
شمارهٔ ۳۴ : وقت است که در بر آشنائی بزنیم
شمارهٔ ۳۵ : ترسم که چو پیش ازین کم از کم نرسیم
شمارهٔ ۳۶ : ای هم نفسان فعل اجل میدانید
شمارهٔ ۳۷ : خوش باش دلا که نیک وبد میبرسد
شمارهٔ ۳۸ : بر چهرهٔ گل شبنم نوروز خوشست
شمارهٔ ۳۹ : چون پرتو شمع بر شراب است امشب
شمارهٔ ۴۰ : چون گل بشکفت ساعتی برخیزیم
شمارهٔ ۴۱ : گر سبز خطی است، گوشهای خالی گیر
شمارهٔ ۴۲ : بر آب روان و سبزه ای شمع طراز
شمارهٔ ۴۳ : مهتاب به نور دامن شب بشکافت
شمارهٔ ۴۴ : چون عهده نمیکند کسی فردا را
شمارهٔ ۴۵ : ای دل چو درین راه خطرناک شوی
شمارهٔ ۴۶ : بر روی گل از ابر گلاب است هنوز
شمارهٔ ۴۷ : دل گرچه ز عمر پیش خوردی دارد
شمارهٔ ۴۸ : روزی که بود روز هلاک من و تو
شمارهٔ ۴۹ : ساقی به صبوحی می ناب اندر ده
شمارهٔ ۵۰ : مائیم به عقل ناصواب افتاده
شمارهٔ ۵۱ : خواهی که غم از دل تو یک دم بشود
شمارهٔ ۵۲ : گل جلوه همی کند به بستان ای دوست
شمارهٔ ۵۳ : بشکفت گل تازه به بستان ای دوست
شمارهٔ ۵۴ : آن لحظه که از اجل گریزان گردیم
شمارهٔ ۵۵ : جانا گل بین جامهٔ چاک آورده
شمارهٔ ۵۶ : چون صبح دمید ودامن شب شد چاک
شمارهٔ ۵۷ : صبح از پس کوه روی بنمود ای دوست
شمارهٔ ۵۸ : هر روز برآنم که کنم شب توبه
شمارهٔ ۵۹ : می خور که فلک بهر هلاک من و تو
شمارهٔ ۶۰ : زان آتشِ تر که خیمه برکِشت زنند
شمارهٔ ۶۱ : مهتاب افتاد در گلستان امشب
شمارهٔ ۶۲ : مائیم به میخانه شده جمع امشب
شمارهٔ ۶۳ : جانا! می ده که با دلی غمناکم
شمارهٔ ۶۴ : زهرست غم این دل غمناک همه
شمارهٔ ۶۵ : این نوحه که از چنگ کنون میآید
شمارهٔ ۶۶ : مائیم و میی و مطربی مشکین خال
شمارهٔ ۶۷ : برخیز که ماه میزند خیمه ز شب
شمارهٔ ۶۸ : برخیز که کار ما چو زر خواهد شد
شمارهٔ ۶۹ : یک دم به طرب بادهٔ خوش لَوْن دهید
شمارهٔ ۷۰ : دل در غم همدمی بفرسود و نیافت
شمارهٔ ۷۱ : تا چند درین مقام بیدادگران
شمارهٔ ۷۲ : مخموران را پیالهٔ می در ده
شمارهٔ ۷۳ : جانا! می خور که چون گل تازه شکفت
شمارهٔ ۷۴ : چون جلوهٔ گل ز گلستان پیدا شد
شمارهٔ ۷۵ : ای ترک قلندری شرابی در ده
شمارهٔ ۷۶ : برخیز که گل کیسهٔ زر خواهد ریخت
شمارهٔ ۷۷ : چندان که نگاه میکنم هر سوئی