فقرۀ ۲۲ : از بدگوهر مرد، و بد تخمه مرد افام مستان و مده، چه وخش گران باید دادن و همه گاه به درخانهٔ تو بایستد و همیشه پیامبر به درگاه تو برپای دارد و ترا زیان گران از وی باشد.
فقرۀ ۳۹ : چشم آگاه را به هیچ چیز گرو منه.
فقرۀ ۲۳ : دشن چشم (بدچشم) مرد به یاری مگیر.
فقرۀ ۴۰ : نه به راست نه به دروغ سوگند مخور.
فقرۀ ۲۴ : بر ارشکین (حسود) مرد خواسته منمای.
فقرۀ ۴۱ : چون تو را کدخدایی کردن کام است، نخست هزینه (نفقه) به میان کن.
فقرۀ ۲۵ : اندر پادشاهان وژیر ( گزیر، چاره و تدبیر) به دروغ به پایان مبر.
فقرۀ ۴۲ : خویشتن را زن، خود بخواه.
فقرۀ ۲۶ : از سیزک (خبرچین) و دروغ مرد سخن مشنو.
فقرۀ ۲۷ : به بادافره بر مردمان کردن، ورندک (برنده – تندرو) مباش