فقرۀ ۲۴ : بر ارشکین (‌حسود) مرد خواسته منمای‌.

فقرۀ ۴۱ : چون تو را کدخدایی کردن کام است‌، نخست هزینه (‌نفقه‌) به میان کن.

فقرۀ ۲۵ : اندر پادشاهان وژیر ( گزیر، چاره و تدبیر) به دروغ به پایان مبر.

فقرۀ ۲۶ : از سیزک (‌خبرچین‌) و دروغ مرد سخن مشنو.

فقرۀ ۸ : هرکه با تو به خشم وکین رود هرآینه از وی دور باش‌

فقرۀ ۹ : باستان (‌آغاز و همواره‌) و همه گاه امید بر یزدان دار و دوست آن گیر که ترا سودمندتر بود.

فقرۀ ۱۰ : به چیز یزدان و امهرسپندان توخشا (‌توزنده – عمل کننده‌) و جان‌سپار باش.