رباعی شمارهٔ ۱۰۰ : دل پیشکش نرگس مستت آرم
رباعی شمارهٔ ۸۵ : بیزار شد از من شکسته همه کس
رباعی شمارهٔ ۷۰ : در بند گرهگشای میباید بود
رباعی شمارهٔ ۸۶ : ای دل، سر و کار با کریم است، مترس
رباعی شمارهٔ ۷۱ : مازار کسی، کز تو گزیرش نبود
رباعی شمارهٔ ۸۷ : ای دل، قلم نقش معما میباش
رباعی شمارهٔ ۷۲ : ای جان من، از دل خبرت نیست، چه سود؟
رباعی شمارهٔ ۸۸ : امشب چو جمال دادهای خب میباش
رباعی شمارهٔ ۷۳ : حاشا! که دل از خاک درت دور شود
رباعی شمارهٔ ۸۹ : آمد به سر کوی تو مسکین درویش