رباعی شمارهٔ ۸۴ : دل ز آرزوی تو بیقرار است هنوز
رباعی شمارهٔ ۵۳ : نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد
رباعی شمارهٔ ۶۹ : دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند
رباعی شمارهٔ ۵۴ : حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد
رباعی شمارهٔ ۵۵ : دل در غم تو بسی پریشانی کرد
رباعی شمارهٔ ۵۶ : بازم غم عشق یار در کار آورد
رباعی شمارهٔ ۵۷ : دل در طلبت هر دو جهان میبازد
رباعی شمارهٔ ۵۸ : آنجا که تویی عقل کجا در تو رسد؟
رباعی شمارهٔ ۵۹ : مسکین دل من! که بیسرانجام بماند
رباعی شمارهٔ ۶۰ : از روز وجودم شفقی بیش نماند