غزل شمارهٔ ۲۲۲ : چه کنم که دل نسازم هدف خدنگ او من؟
غزل شمارهٔ ۲۳۸ : در صومعه نگنجد، رند شرابخانه
غزل شمارهٔ ۲۲۳ : بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهٔ خون
غزل شمارهٔ ۲۳۹ : در صومعه نگنجد رند شرابخانه
غزل شمارهٔ ۲۲۴ : چو دل ز دایرهٔ عقل بی تو شد بیرون
غزل شمارهٔ ۲۴۰ : بازم از غصه جگر خون کردهای
غزل شمارهٔ ۲۲۵ : ای حسن تو بیپایان، آخر چه جمال است این؟
غزل شمارهٔ ۲۲۶ : ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال تو
غزل شمارهٔ ۲۲۷ : ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ لقای تو
غزل شمارهٔ ۲۲۸ : ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی تو