غزل شمارهٔ ۱۰۱ : چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
غزل شمارهٔ ۱۱۷ : مرا درد تو درمان مینماید
غزل شمارهٔ ۱۰۲ : باز دلم عیش و طرب میکند
غزل شمارهٔ ۱۱۸ : ای باد صبا، به کوی آن یار
غزل شمارهٔ ۱۰۳ : هر که او دعوی مستی میکند
غزل شمارهٔ ۱۱۹ : دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
غزل شمارهٔ ۱۰۴ : به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
غزل شمارهٔ ۱۲۰ : دل در گره زلف تو بستیم دگربار
غزل شمارهٔ ۱۰۵ : هر که در بند زلف یار بود
غزل شمارهٔ ۱۰۶ : تا کی از ما یار ما پنهان بود؟