غزل شمارهٔ ۱۱۲ : زان پیش که دل ز جان برآید
غزل شمارهٔ ۸۱ : چنین که غمزهٔ تو خون خلق میریزد
غزل شمارهٔ ۹۷ : ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
غزل شمارهٔ ۸۲ : اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
غزل شمارهٔ ۹۸ : نخستین باده کاندر جام کردند
غزل شمارهٔ ۸۳ : آن را که چو تو نگار باشد
غزل شمارهٔ ۹۹ : نگارا، جسمت از جان آفریدند
غزل شمارهٔ ۸۴ : تا بر قرار حسنی دل بیقرار باشد
غزل شمارهٔ ۱۰۰ : اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
غزل شمارهٔ ۸۵ : دیدهٔ بختم، دریغا کور شد