غزل شمارهٔ ۱۹۴ : گر ز شمعت چراغی افروزیم
غزل شمارهٔ ۱۹۵ : گر چه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
غزل شمارهٔ ۱۹۶ : ناخورده شراب میخروشیم
غزل شمارهٔ ۱۸۱ : با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟
غزل شمارهٔ ۱۹۷ : ناخورده شراب میخروشیم
غزل شمارهٔ ۱۸۲ : شاید که به درگاه تو عمری بنشینم
غزل شمارهٔ ۱۹۸ : خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
غزل شمارهٔ ۱۸۳ : شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
غزل شمارهٔ ۱۹۹ : خیز، تا قصد کوی یار کنیم
غزل شمارهٔ ۱۸۴ : نیست کاری به آنم و اینم