غزل شمارهٔ ۱۸۱ : با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟
غزل شمارهٔ ۱۹۷ : ناخورده شراب میخروشیم
غزل شمارهٔ ۱۸۲ : شاید که به درگاه تو عمری بنشینم
غزل شمارهٔ ۱۹۸ : خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
غزل شمارهٔ ۱۸۳ : شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
غزل شمارهٔ ۱۹۹ : خیز، تا قصد کوی یار کنیم
غزل شمارهٔ ۱۸۴ : نیست کاری به آنم و اینم
غزل شمارهٔ ۲۰۰ : تا کی از دست فراق تو ستمها بینیم؟
غزل شمارهٔ ۱۸۵ : مرا جز عشق تو جانی نمیبینم نمیبینم
غزل شمارهٔ ۱۷۰ : آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟