غزل شمارهٔ ۱۴۳ : کردم گذری به میکده دوش
غزل شمارهٔ ۱۵۹ : یاران، غمم خورید، که غمخوار ماندهام
غزل شمارهٔ ۱۴۴ : باز غم بگرفت دامانم، دریغ
غزل شمارهٔ ۱۶۰ : ساقی، چو نمیدهی شرابم
غزل شمارهٔ ۱۴۵ : حبذا عشق و حبذا عشاق
غزل شمارهٔ ۱۴۶ : بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
غزل شمارهٔ ۱۴۷ : بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
غزل شمارهٔ ۱۴۸ : دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
غزل شمارهٔ ۱۴۹ : گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
غزل شمارهٔ ۱۳۴ : از غم عشقت جگر خون است باز