رباعی شمارهٔ ۳۱ : هر گل که شمیم مشکبار آید ازو
رباعی شمارهٔ ۳۲ : بر روی زمین نه کار یک کس دلخواه
رباعی شمارهٔ ۳۳ : این ریخته خون من و صد همچو منی
رباعی شمارهٔ ۳۴ : ای خواجه که نان به زیردستان ندهی
رباعی شمارهٔ ۱۹ : بس مرد که لاف میزد از مردی خویش
رباعی شمارهٔ ۲۰ : دلخستهام از ناوک دلدوز فراق
رباعی شمارهٔ ۲۱ : ای در حرم و دیر ز تو صد آهنگ
رباعی شمارهٔ ۲۲ : آن گل که چو من هزار دارد بلبل
رباعی شمارهٔ ۷ : این تیغ که در کف آتشی سوزان است
رباعی شمارهٔ ۲۳ : اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل