غزل شمارهٔ ۸۱۳ : زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
غزل شمارهٔ ۸۱۴ : زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
غزل شمارهٔ ۷۸۳ : ای شب قدر بیدلان طرهٔ دلربای تو
غزل شمارهٔ ۷۹۹ : قدحی ده ای برآتش تتقی ز آب بسته
غزل شمارهٔ ۷۸۴ : ای چراغ دیدهٔ جان روی تو
غزل شمارهٔ ۸۰۰ : ای از شب قمرسا بر مه نقاب بسته
غزل شمارهٔ ۷۸۵ : ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
غزل شمارهٔ ۷۸۶ : صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
غزل شمارهٔ ۷۸۷ : دوش میکردم سوال از جان که آن جانانه کو
غزل شمارهٔ ۷۸۸ : مرا ز هجر تو امید زندگانی کو