غزل شمارهٔ ۸۰۵ : ای ملک دلم خراب کرده
غزل شمارهٔ ۸۰۶ : تخت خیری بین دگر بر تختهٔ خارا زده
غزل شمارهٔ ۸۰۷ : ای لبت خنده بر شراب زده
غزل شمارهٔ ۸۰۸ : ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده
غزل شمارهٔ ۸۰۹ : آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده
غزل شمارهٔ ۸۱۰ : چون سنبلت که دید سیاهی سر آمده
غزل شمارهٔ ۸۱۱ : ای پسر دامن اهل قدم از دست مده
غزل شمارهٔ ۸۱۲ : ای بی تو مرا پر آب دیده
غزل شمارهٔ ۸۱۳ : زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده
غزل شمارهٔ ۸۱۴ : زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده