قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۱ : تا کی از آرزوی جاه و خطر
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۱ : از آن پس کاین جهان را آزمودی گر خردمندی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۲ : ای داده دل و هوش بدین جای سپنجی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۳ : این تن من تو مگر بچهٔ گردونی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۴ : آنچهت بکار نیست چرا جوئی؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۵ : جهانا چه در خورد و بایستهای!
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۶ : اگر نه بستهٔ این بیهنر جهان شدهای
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۷ : ای خواجه، تو را در دل اگر هست صفائی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۸ : چنین در کارها بسیار مندیش
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۹ : چند گردی گرد این بیچارگان؟