قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۸ : ای شده مشغول به ناکردنی،
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۳ : گر نخواهی ای پسر تا خویشتن مجنون کنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۴ : ای کرده سرت خو به بیفساری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۵ : ای آنکه ندیم باده و جامی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶ : ای آنکه به تن ز ارزوی مال چو نالی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۷ : گشتن این گنبد نیلوفری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۸ : ای عورت کفر و عیب نادانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۹ : کارو کردار تو ای گنبد زنگاری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۰ : سفله جهانا چو گرد گرد بنائی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۱ : تا کی خوری دریغ ز برنائی؟