قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۵ : جهانا چه در خورد و بایستهای!
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۶ : اگر نه بستهٔ این بیهنر جهان شدهای
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۷ : ای خواجه، تو را در دل اگر هست صفائی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۸ : چنین در کارها بسیار مندیش
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۹ : چند گردی گرد این بیچارگان؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۰ : ای همه گفتار خوب بیکردار،
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۶ : ایا همیشه به نوروز سوی هر شجری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۷ : مردم اگر این تن ساسیستی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۸ : چنین زرد و نوان مانند نالی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۹ : دلیت باید پر عقل و سر ز جهل تهی