قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۷ : اگر زگردش جافی فلک همی ترسی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸ : آن قوت جوانی وان صورت بهشتی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۹ : جهانا عهد با من جز چنین بستی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰ : ای گرد گرد گنبد طارونی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۱ : آسایشت نبینم ای چرخ آسیائی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۲ : این کهن گیتی ببرد از تازه فرزندان ئوی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۱ : این چه خیمه است این که گوئی پر گهر دریاستی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۲ : دگر ره باز با هر کوهساری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۳ : پیشهٔ این چرخ چیست؟ مفتعلی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۴ : جهان بازی گری داند مکن با این جهان بازی