قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ : بر جانور و نبات و ارکان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ : غریبی می چه خواهد یارب از من؟
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷ : از کین بتپرستان در هند و چین و ماچین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ : مکر و حسد را ز دل آوار کن
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ : ای افسر کوه و چرخ را جوشن
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ : چرخ گردنده و اجرام و چهار ارکان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ : چه گوئی؟ ای شده زین گوی گردان پشت تو چوگان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹ : تا کی کنی گله که نه خوب است کار من
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ : درد گنه را نیافتند حکیمان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ : که پرسد زین غریب خوار محزون